☫پلاک/رحمت آبادیزد☫

باز این چه شورش است که درخلق عالم است....

رحمت آباد

☫پلاک/رحمت آبادیزد☫

باز این چه شورش است که درخلق عالم است....

☫پلاک/رحمت آبادیزد☫

فقط خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا

پیام های کوتاه
  • ۲۴ فروردين ۹۳ , ۲۰:۳۳
    تشکر
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهادت حضرت فاطمه» ثبت شده است

همانطورکه مستحضر هستید امسال هم سال بهار فاطمی هستش به همین  مناسبت از شما وبگران عزیز وسربازان سایبری کشور دعوت میشود تا  هرکس شعری از مادرمون حضرت فاطمه (س) داره تو بخش نظرات یا تماس بامن قرار بدهید اگر بشه میخواهم به بهترین شعر تا اخر  این ماه یک جایزه بدم.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ اسفند ۹۳ ، ۱۲:۱۸
علیرضا رحمت آبادی

شهادت مظلومانه حضرت فاطمه را به تمام شیعیان جهان تسلیت می گوییم.......

رحمت آبادیزد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۹۳ ، ۲۱:۵۳
علیرضا رحمت آبادی

شهادت حضرت فاطمه (س)

شهادت حضرت فاطمه, شهادت حضرت زهرا

شهادت حضرت فاطمه (س)

لحظات وداع حضرت فاطمه علیهاالسلام

 

در اوراق تاریخ

در منابع شیعه و سنی در زمینه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام مطالبی اعم از تاریخی و روایی ذکر شده است که در این مطلب اجمالا به آن می‌پردازیم.

 

سلیم بن قیس می‌گوید:

از ابن‌عباس شنیدم که می‌گفت: چون بیماری حضرت فاطمه علیهاالسلام شدید شد، علی‌علیه السلام را طلبید و فرمود:

 

"وصیت می‌کنم تو را که بعد از من با امامه دختر خواهر من زینب ازدواج کنی و تابوت مرا چنانچه ملائکه برای من وصف کردند، بسازی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا در[تشییعٍ] جنازه من حاضر شوند.

 

پس همان روز فاطمه علیهاالسلام از دنیا رحلت کرد. از صدای گریه، مدینه به لرزه در آمد و مردم را دهشتی روی داد مانند روز وفات حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم."

 

پس ابوبکر و عمر به تعزیه حضرت علی علیه السلام آمدند و گفتند:

 

تا ما حاضر نشویم بر دختر رسول خدا نماز نگزار.

 

چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبکر و عمر گفت:

 

ما دیشب فاطمه را دفن کردیم. عمر به ابوبکر گفت: نگفتیم چنین خواهند کرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت کرده بود که شما بر او نماز نخوانید. عمر گفت: شما کینه قدیم خود را هرگز ترک نمی‌کنید، والله که می‌روم او را از قبر در آورم و بر او نماز می‌کنم. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: به خدا سوگند اگر این کار را انجام دهی، شمشیر خود را از غلاف بکشم و در نیام نکنم تا تو را و جماعت بسیاری را به قتل رسانم. بعد از این، ایشان توطئه کردند که علی علیه السلام را به قتل رسانند و گفتند: تا او را نکشیم ما به اهداف خود نمی‌رسیم. ابوبکر گفت: چه کسی این جرأت را می‌کند؟ عمر گفت: خالد بن ولید. پس او را طلبیدند و گفتند: می‌خواهیم تو را بر امر عظیمی بگماریم.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۹۳ ، ۲۱:۵۰
علیرضا رحمت آبادی